خودشناسی در انتخاب

خودشناسی در انتخاب

ابتدا باید خودمان را بشناسیم و دریابیم
چقدر سالمیم؟
چقدر بالغیم؟
چقدر آگاهیم؟
باید ناظر خویش باشیم تا دریابیم در ما چه می گذرد آن هنگام که جهان در گذر است.
ابعاد و زوایای وجودی خویش را اندازه بگیریم و بفهمیم چه شکلی هستیم تا به همان نسبت بتوانیم جفت عاطفی خودمان را انتخاب کنیم.
مسأله اندازه و تناسب در ازدواج مهندسی بسیار مهم است.
همانطور که اگر ما شماره ی پای خودمان را ندانیم، نمی توانیم کفش مناسب انتخاب کنیم،
بدون داشتن شناخت دقیق از خود نیز انتخاب همسر مناسب محال است.

■قبل از ازدواج ما باید ۴ چیز را در مورد خودمان بدانیم؛
•چرایی حالاتمان را بدانیم؛
چرا دلم گرفت؟
این احساس دوست داشتن از کجا می آید؟
چرا حسود شده ام؟
چرا دارم بدجنسی می کنم؟
چرا دنبال بهانه برای دعوا می گردم؟
چرا بچه نمی خواهم ؟
از چه چیزهایی به خشم می آیم؟ و …

•چرایی رفتارمان را بدانیم؛
چرا کاری که باید انجام بدهم را انجام نمی دهم؟
چرا کاری می کنم که نباید؟
چرا به دوستم کمک نکردم؟
چرا به حرف پدرم گوش نمی دهم؟

•هدف و مقصد خود را بدانیم؛
مطلوب من چیست؟
به کجا میخواهم برسم؟
ما باید ببینیم کی هستیم،
چی هستیم،
چه چیزی میخواهیم،
چه چیزی نمیخواهیم،
کجا هستیم و به کجا میخواهیم برویم.

•خط قرمزها و خط زردهای خود را بشناسیم؛
برای نمونه اینکه میخواهیم همسر ما معتاد به مواد مخدر نباشد، یک خط قرمز است
اینکه میخواهیم خانواده همسرمان کم جمعیت باشد، یک خط زرد.
در هنگام ازدواج ما اجازه داریم از خط زردهای خودمان عبور کنیم
اما از خط قرمزها هرگز هرگز هرگز نباید کوتاه بیاییم. متأسفانه کسانی که به ازدواج به چشم معامله می نگرند به محض اینکه از طرف مقابل خود یک سری امتیازهای مضاعف می گیرند، خط قرمزهای خود را فراموش می کنند، عیب های بزرگ را نادیده می گیرند و به رابطه ادامه می دهند.

486 بازدید کل, 1 بازدید امروز

×